مونلی


من بدنبال ذهنی جدید برای خلق دنیای جدیدم هستم..

همه چیز در ذهن ما زشت و زیبا مینماید. پس هیچ زشت و زیبایی وجود ندارد..

زمانی تو زیبا ترین بودی و زمانی زشت ترین خواهی شد .. دراین فاصله تو نیستی که تغییر میکنی بلکه ذهن من است که باور میکند تو نه تنها زشت ترین هستی بلکه زشت ترین بوده ای..! 

اکنون دراین فاصله خاطرات بدی که از تو دارم در ذهنم پررنگ تر میشود و خاطرات خوبی که از تو دارم بدیهای تو را رو میکنند..!

و به این ترتیب جمله ای را  که بارها تکرار کردی و من اصرار کردم فراموشش کنی و نکردی.. به هر دلیلی..  خودم باور میکنم و به تو قدرت کلام را ثابت میکنم..

تو اعتقاد داشتی دوست داشتن با تمام شدن ارتباط های کلامی و چشمی ما به نفرت بدل میشود و تکرار میکردی:پس روزی از من متنفر خواهی شد..!

در ذهن و دنیای جدید من تو زشت ترینی خواهی بود که خودت خواستی ازتو متنفر بشوم ..  

اما آیا فراموشی بهتر از نفرت نیست؟

(پس با ارفاق فراموشت میکنم کچل..!)


مهشید