دل تنگ

به که اعتماد کنم تا اشکهای دلتنگی ام را محرم باشد کجاست آنکه تو را در من بشنود و بخواند حرفهای دلتنگ مرا از خطوط پیچیده ی انگشتان سرنوشت من.

کجاست تکیه گاه عظیم باور های من؟ تا فرو ریزم بر آغوش باز دستهایش؟

 چه کسی انبوه عشق های تو را ویران می کند تا رها در آبهای شور اشک سرگردان شوی؟ چه کسی می شنود مرا؟ آنکه تو را سایه می کند و آنکه مرا دیواری دست و پا بسته ؟

 من تو را می شنوم دستهایت پرنده ها را لانه می دهد و چشمهایت پرواز می کند . کجاست آنجا ؟آنجا که ستایش هست و ثمر. لحظه های گرانی که خوابهای سنگین   می بردت از خود. آنجا که من می خندد و نگاهت می کند. آنجا که دیروز فرود می آید در  سایه های فردا .

/ 1 نظر / 4 بازدید
sina

sweetheart! it is nice to read from u again