من که برات متاسفم

یه روز از خواب پا می شی می بینی همه جا تاریکه. حس می کنی نفس تنگی داری و انگار دور و ورت همش خاکه. خوب که گوش کنی صدای مورچه ها رو می شنوی.

یه وقت هوس نکنی بلند شی بشینی چون سرت می خوره به سنگ لحد..

چرا اونهمه دور و ورت رو شلوغ می کردی؟ نکنه گریه کن واسه سر قبرت می خواستی؟

 اوناهم که نیومدن..

/ 1 نظر / 10 بازدید
لاله

[ناراحت][گریه]